تبليغاتX
..شب مهتاب..
به تو دست مي‌سايم و جهان را در مي‌يابم،
به تو مي‌انديشم
و زمان را لمس مي‌کنم
معلق و بي‌انتها
عُريان.

مي‌وزم، مي‌بارم، مي‌تابم.
آسمان‌ام
ستاره‌گان و زمين،
و گندم ِ عطرآگيني که دانه مي‌بندد
رقصان
در جان ِ سبز ِ خويش.

از تو عبور مي‌کنم
چنان که تُندری از شب. ــ

مي‌درخشم
و فرومي‌ريزم.

احمد شاملو

+ نوشته شده در پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 22:44 توسط سما |